حجامت روح
منظور اینه که به زور خواب باشی
باس یادت بره که یه روز بال داشتی
دست بسته جلو قلدر
مملکت گل و قل قل
بند ناف تا خط صاف
منظور اینه که به زور خواب باشی
باس یادت بره که یه روز بال داشتی
دست بسته جلو قلدر
مملکت گل و قل قل
بند ناف تا خط صاف
هِه ، آدَم با کَردِه ها مُرتَفَع میشِه
با نَکَردِه ها جَسورانِه مُعتَبَر میشِه
این یِه جَمع بَندیِه کِه اَز جَمعیَّت دیدَم
پَس اَوَّل دُوُّمی رُو اَرجَحیَّت میدَم
لال
بعضی وقتا یه مشکلاتی هستن
که همه چیو خراب میکنن
ولی هیچوقت نمیشه توضیحشون داد:)
آگاه
سادِه بِگَم سَرِ خَرا کَجِه
اَخبار و کِذب تَهِ قِضاوَتِه
اینوَرِ دَر بَحثِ لیاقَت و حِماقَتِ
اونوَر تَلفیقِ سیاسَت و دیانَتِ
بِگو باز مُشکِل رَپَمِه
هُنَر آسیِه اَزَت بُغضِش مَنَم هِی
شُدِه یِه پیرِ عَمَلی ژولیدِه
حالا مُدافِع شُدی میخوای فُحش بِهِش نَدَن هِی
آگاه
همش 57 دقیقس که منتشر شده:)
وَصیَّت واسِه مَن بِه مَعنایِ حَرفِ آخَرِه
کِه بَعدِش سُکوتِه واسَم سَختِه باوَرِش
سُکوتِ مَنُو تُو یَعنی این کِه دیگِه ما هَمین کِه هَستُ و قَبول کُنیم
بِری توو لاکِتو صِداتُ بُکشی توو دِلِ شَهرو تَموم کُنی
چُون کِه زِندِگی دُشوارِه چِشمات پُر اَشکه
دُشوار چی بِگَم اَز سِشوار گُذَشتِه
وصیت نامه
هَر کی پُرسید سَلام چِطوری
جَواب یِک کَلام دِکوری
شُکر یَعنی داغونی
مُمکِنه اَز زِندِگی هَر آن بِبُری
آمین
ظاهِر و باطِنی پُشتُ رویی
ظاهِراً گُرُسنِه نیستی باطِناً گُشنِه خوئی
لافِتو اَز پایین زَدی ساکِنِ پُشتِ بومی
قَلمو دَستِ منِ صاف بِشین تُو پُشتِ بومی
لال
مُنتَقِدانی کِه بَرام بوو میکِشَن
قَبلِ پَخشِ صِدا صَفحِه ها رو بو میکِشَن
هِه ، آدَم با کَردِه ها مُرتَفع میشِه
با نَکَرده ها جَسورانِه مُعتَبَر میشِه
این یِه جَمع بَندیِ کِه اَز جَمعیَّت دیدَم
پَس اَوَل دُوُمی رو اَرجَحیَّت میدَم
لال
ای جاااااااان
یاس ترک داد![]()
چ دیسی به تتلو و خلسه و ملتفت و ...
داد
سلطان دمت گرم
با این که فقط یه دیس ترک بود و خیلی بیت آنچنانی نداشت
ولی ترکوند
+تو این وب میتونید آنلاین گوش کنید![]()
یا رَب مَباد آنکِه صِدا مُعتَبَر شَوَد
صِدایی کِه یِکسالِه اَز صِفر صَد پِلّه مُرتَفع شَوَد
وَ بِدین سان موسیقی هُنَر اَز زیر بیخ و بُن فَلَج شَوَد
اینطوری بِگَم کِه نَوَد و نُه دَرصَدِش سیاسَتِه
یِک دَرصَد مابَقیش لیاقَتِه
سفارشی
مَن دَرگیر باید و نَباید شُدم
آدمارو خواستَم رعایَت کُنم
حَل شُده بودَم تو طَبیعت دورَم
حالا بَرمیگَردم به حَقیقَتِ خودَم
بند ناف تا خط صاف
میگی باید برم اینجا دیگه کُلّا پوسیده
اینجا پر از یَأسه ، اونجا پر از اُمّیده
بِبین وَقتی غذای گندیده لای مُبل مونده باشه
هرجا نقلِ مکان کُنی بازم خونَت بو میده
سرکوب
از چی بگم برات؟ انتظار داری چه چیزی از جیب من درآد؟
به جز کاغذ سفید پاره، خوب آره رفیق
حرف توشه ولی با خودکار سفید
تو هم مثل منی تو هم کم درد نداری
درد اصلیت اینه که تو همدرد نداری
من کسی نیستم با این زخمها دردم بگیره
ولی این اشکها رو کی میخواد گردن بگیره؟
از چی بگم خدا از این بندههای خسته؟
از این همه درد تموم دنده هام شکسته
خنده هامو نبین این خنده هام یه چسبه
رو لبم این منم با یه ردّ پای خسته
از چی بگم
خُب ما سطحی ترین مشکلاتو عمیق می بینیمُ
عمیق ترین مشکلاتمونو سطحی می گیریمُ
حال میکنیم وقتی هم دیگرو زخمی می بینیم
قسطی حال میدیم، آخر همرو نقدی می گیریم
وقتی میمیریم چشما میشه ماتَمِ خون
ترفیع میگیریمُ تازه میشیم آدم خوب
وصیت نامه
بد شدم